Thursday, 7 February 2013

مقایسه اعراب به اصطلاح جاهلی و مسلمانان امروزی

مسلمانان همواره تلاش میکنند تا با سیاه نمایی در مورد اعراب پیش از ظهور اسلام و بدوی، وحشی و دور از تمدن نشان دادن آنها برای محمد شخصیت ویژه ای قایل شده و برایش اعتبار کسب کنند، گویی محمد چون گلی بوده است که در میان یک شوره زار بی آب و علف روییده است و همین مسئله است که بیانگر عظمت و بزرگی اوست. من معتقدم اما، که نه تنها اعراب پیش از ظهور اسلام با در نظر گرفتن استانداردها و معیارهای زمان خود قوم متمدن و پیشرویی بوده اند، بلکه همچنان یک سر و گردن از اعراب و مسلمانان زمان حاضر بالاترند. دلایل من ساده اند:

1- نخست جهان اسلام امروز را تصور کنید. تصور کنید در کشور عربستان شخصی به تبلیغ و گسترش مذهب تشیع بپردازد، نه حتی علنی بلکه در خفا، چه سرنوشتی در انتظار اوست؟! اگر شخصی در ایران به تبلیغ تسنن بپردازد چه؟ ادیان دیگر چون بهاییت که جای خود دارند. حال از خود بپرسید اگر کسی در کشورهای اسلامی ادعای پیامبری خدا و مذهب جدیدی را بکند چه سرنوشتی در انتظار اوست؟! تنها سوالی که در مورد چنین اتفاقی مطرح است این است که چه مدت طول میکشد که این شخص اعدام شود؟! مسلمانان نه تنها تحمل دین و مذهب جدید، نه تنها تحمل دیگر ادیان و مذاهب دیگر زیرگروه دین خود، بلکه حتی تحمل کمی دگراندیشی از سوی همکیشان و هم مذهبان خود را ندارند و پاسخ آن زندان و شکنجه و مجازات خواهد بود! و اما اعراب جاهلی...

2- محمد به مدت 10 سال در مکه مدعی پیامبری خدای جدیدی به نام الله بود و خدایان دیگر اعراب را به تمسخر میگرفت. محمد آزادانه به گسترش و تبلیغ دین خود میپرداخت و موفق شده بوده عده ای را نیز همراه خود کند. در این میان اما اعراب به اصطلاح جاهلی تلاشی برای قتل و شکنجه و کشتار محمد و پیروانش نکردند، اگر هم آزاری در میان بوده است بسیار جزیی و انگشت شمار بوده است. چنین تحمل و مدارا و رفتار متمدنانه ای در کشورهای اسلامی هنوز هم یک آرزو است و در 1400 سال پیش کمتر قومی وجود داشت که چنین رفتاری آزادمنشانه ای درقبال مدعی یک دین جدید(و تمسخر کننده خدایان آن قوم) از آن سر بزند. آیا برای اعراب سخت بود که همان اول محمد را به قتل برسانند؟! آیا بعد از اینکه پیروان محمد کمی بیشتر و بیشتر شدند سخت بود که (همچنان محمد در ماجرای بنی قریظه) محمد و پیروانش رو جلوی چاله ای جمع کنند و یک یه یک سر ببرند و ماجرا را یک بار برای همیشه تمام کنند؟! بدترین رفتاری که در زمان حضور محمد در مکه رخ داد این بوده که اعراب که از بی حرمتی محمد به خدایانشان به ستوه آمده بودند، مسلمانان را تحریم کرده و از داد و ستد و ارتباط با آنها خودداری کرند! (پس از آن محمد مکه را ترک میکند؛ اما با دستبرد زدن های متعدد به کاروانهای تجاری بالاخره اعراب را وادار به جنگ با خود میکند، پس از چند جنگ بی حاصل دو طرف صلح میکنند اما محمد قرارداد صلح را شکسته، به مکه لشکرکشی نموده و باقی ماجرا که خود بهتر میدانید!)

حال قضاوت با شما، کدام قوم را باید جاهلی نامید؟ اعراب پیش از اسلام با آنهمه تحمل و مدارا و آزادمنشی که برای زمان خود کم نظیر بوده است یا مسلمانان امروزی که برای کشتن و خفه کردن کوچکترین صدای مخالف کمترین تردیدی به خود راه نمی دهند؟!

Monday, 29 October 2012

کدامیک از این آیات جعلی و کدام واقعی است؟


همه می دانیم که مسلمانان معتقدند قرآن (یگانه معجزه محمد و تنها دلیل او بر اثبات ادعای پیامبری اش) از فصاحت و بلاغتی فرابشری برخوردار است و هر انسانی -چه عرب زبان و چه غیرآن- با خواندن آیات آن بلافاصله متوجه الوهیت آن میشود. من قصد دارم این ادعا را در بوته یک آزمایش ساده قرار داده و محک بزنم! من چند  آیه جعلی قرآنی (که از میان انبوه آیات جعلی که توسط افراد ودر زمانهای  مختلف گفته شد بصورت کاملا رندم انتخاب کرده ام) را لابه لای آیات واقعی قرآن قرار داده ام و از مسلمانان عزیز دعوت میکنم که آنها را شناسایی کنند! اگر ادعای قرآن مبنی براینکه هیچ بشری قادر به گفتن آیات مشابه آن نیست صحیح باشد یافتن آیات جعلی برای مسلمانان عزیز باید کار ساده ای باشد. البته باز جای شکرش باقی است که ایرانیان به علت داشتن الفبای یکسان و آشنایی نسبی با کلمات عربی -به علت ممزوج شدن زبانمان با آن- حداقل قادر به روخوانی این آیات هستند؛ مگرنه نمی دانم تکلیف دیگر مسلمانان غیرعرب زبان (80% مسلمانان جهان) چیست؟!

لازم به یادآوری نیست که این آزمایش ساده البته بسیار مهم نیز هست؛ مسلمانان یقین داشته باشند درآن دنیا، قبل از ورود به بهشت و بهره برداری از حوریان بهشتی، خدا یقه آنها را خواهد گرفت و از آنها خواهد پرسید که آیا هرگز قرآن خوانده اند و شخصا پی به معجزه بودن آن برده اند یا کورکورانه هرآنچه نسل به نسل از خانواده و اجتماع به آنها رسیده است را قبول کرده اند؟ پس از تقلب و جرزنی و لودادن جواب بپرهیزید که خدا از دلهای شما آگاه است! و اما آیات....

کدام یک از این آیات واقعی و کدام جعلی است؟
1- أین من بغی و طغی/ و جمع فأوعی و قال: أنا ربکم الأعلی/ ألم یکونو أاکثر منکم أموالا و اطول منکم آحالا
2- لقد أنعم الله علی الحبلی/ أخرجَ منها نسمةٌ تسعی/ من بین صفاقٍ وحشی
3- یا أیها الذین آمَنو آمِنو بالنورین/ أنزلهما یتنوان علیکم آیاتی و یحذرانکم عذاب یوم عظیم
4- قل یا ایها المظللون انظرو فی ما بین ایدیکم من کتاب و التمسوا عون الله ان کنتم الی الله راغبین/ یفتم الله بصاءرکم و یریکم ما فیه من افکٍ مبین
5-  و اذکر فی الکتاب الحواریین  اذ عصفتِ الریاحّ بهم لیلا و هم یبحرون/ اذ تراءی علی المیاه لهم المسیح یمشی، فقالو اهو ربنا یهزا بنا أم قد مسنا ضربٌ من جّنون.
6- و نضرب الأمثال للناس لعلهم یتذکرون/ فمثلٌ عصفورٍ ذکیً رأی تباشیرَ الشتاءِ فأغمضَ عینیه و نام قریرا/
7- و لقد ارسلنا موسی و هارون بما استخلف فبغوا هارون فصبرٌ جمیل/ فاصبر فسوف یبلون/ و لقد آتیناک الحکم کالذین من قبلک من المرسلین، و جعلنا لک منهم وصیا لعلهم یرجعون

میتوانستم تعداد خیلی بیشتری آیه تایپ کرده و این آزمون را سخت تر کنم...ولی فعلا همین مقدار کافی است، باشد برای بعد!

Tuesday, 25 September 2012

!گه خوردن گفتن احمدی نژاد


با صدای بلندتر و دور آهسته که جای شک و شبه در کار نباشد...ا.ن رسما میگوید گه خوردند! اوخ اوخ و اوه اوهی درکار نیست!

video

Tuesday, 28 August 2012

!مسلمانان نجس هستند

جماعت کافر و آتئیست مسلمانان را نجس میدانند، به این معنی که که درصورت تماس با آنها (همچون نجاسات دیگر مثل مدفوع و ادرار) بر آنها لازم است با آب طهارت بگیرند و از انجام آدابی چون تفکر و مطالعه قبل از طهارت منع شده اند. گفتنی است به احتمال زیاد خوانندگان مسلمانِ این متن خشمگین شده و احساس توهین به خود میکنند و از نگارنده خواهند خواست به اعتقادات میلیاردها مسلمان احترام بگذارد...دلیل این امر البته بر نگارنده مشخص نیست!

Wednesday, 27 June 2012

!بخشاینده ترینِ بخشایندگان و عذاب ابدی

خدا در آیه 29 سوره بقره می فرماید!
والذين كفروا وكذبوا بآياتنا أولئك أصحاب النار هم فيها خالدون: کسانی که کافرشدند و نشانه های مارا انکار کردند، اینها اصحاب جهنم هستند و در آن جاودانه اند!
این آیه و مفهوم عذاب ابدی در مدرسه به زور و به اجبار به من آموخته شد تا از ترس و وحشت نور ایمان را در دلم زنده کند، اما برعکس...از جمله اولین بذرهای شک و تردیدی بود که در ذهنم کاشته شد! از خودم میپرسیدم: خدایا! تو چه جور ارحم الراحمین ای هستی؟! آیا فکر نمی کنی عذاب و شکنجه برای ابدیت دیگر کمی زیاده روی است؟! ابدیت کمی طولانی نیست؟! قبول...کافران اشتباه کردند و به تو کفر ورزیدند و گناه کردند، اصلا حقشان هست که در عذابی دردناک و آتشین گرفتار شوند، ولی مگر تو بخشاینده مهربان نیستی؟! نمی شود کمی شکنجه شان کنی و بعد آنها رو ببخشی؟ این چه جور کینه ای است که برای ابدیت رفع نمی شود؟! چجور دلت می آید یک انسان (حالا هرچقدر بار گناهانش سنگین باشد) را برای ابد شکنجه کنی؟! 
من میتوانم فرض کنم کسی از روی ترس به چنین خدایی ایمان بیاورد، ولی نمی توانم قبول کنم کسی از صمیم قلب برای چنین موجود خونخوار و شکنجه گری احترام قایل باشد و به او عشق بورزد!
آیا هیچکدام از خوانندگان این متن حاضرند یک انسان را بارها و بارها شکنجه کنند؟ اصلا بیایید فرض کنیم شخصی بزرگترین گناه و ظلم ای که میتواند در حقمان مرتکب شود را انجام داده است، مثلا (زبانم لال) تمام عزیزان و جگرگوشه هامان را پس از شکنجه ای سخت و دردناک کشته است، فرض کنیم شانس انتقام جویی به ما داده شده است تا پس از سخت ترین و دردناک ترین شکنجه ها فرد مورد نظر را بکشیم و سپس شخص برای دور بعدی شکنجه ها زنده شود! آیا واقعا از میان شما خوانندگان انسانی آنچنان درنده خو و حیوان صفت یافت میشود که بگوید من از این فرصت استفاده میکنم و هرگز از شکنجه کردن این فرد سیر نخواهم شد؟! اگر جوابتام منفی هستید چگونه خدایی که وعده عذاب بدتر از این را داده است میپرستید؟
آیا موجودی که اشتهایی سیری ناپذیر وابدی بر شکنجه دارد و خود را بخشنده و مهربان مینامد شایسته ستایش است؟!

Thursday, 31 May 2012

چگونه دهان یک منکر "تکامل انسان از میمون" را ببندیم








هنوز هم کسانی هستند که فکر میکنند تئوری تکامل همان چیزی است که داروین سالها پیش گفته و هرگز اثبات نشده و در حد نظریه باقی مانده است. غافل از اینکه ادله در حمایت از این تئوری چنان پرشمار و انکار ناپذیر است که تکامل دیگر نه یک نظریه و تئوری بلکه یک اصل علمی است! گروهی داناتر البته هستند که اصل تکامل را پذیرفته اما همچنان انسان را تافته جدابافته و از این اصل مبرا دانسته و به قصه آدم و حوا معتقدند و تکامل انسان از میمون را نمی پذیرند. به گروه اول که امیدی نیست! این ویدیو گروه دوم را هدف گرفته است و از زبان یک دانشمند زیست شناس (که از قضا جزو آن گروه 7-8 درصدی دانشمندان خداباور بوده و مسیحی کاتولیک است) نشان میدهد که ادله ریشه مشترک انسان و میمون (بجز تشابه 98درصدی ژنوم که همه شنیده ایم) چنان به طرز حیرت آوری محکم، دقیق وانکارناپذیر است که چاره ای جز پذیرش آن نیست! به عبارت دیگر یا باید قبول کنیم که انسان و میمون نیای مشترکی دارند و انسان چیزی جز میمون تکامل یافته نیست، یا باید قبول کنیم که خدا انسان را جداگانه آفریده است اما به دلایلی (که به جز مرض و آزار نامی برایش پیدا نمیکنم!) آن را طوری ساخته که بنظر برسد (به دلایل انکارناپذیر علمی) انسان و میمون جد مشترکی دارند! (این حرفی است که خود این دانشمند در ویدیو به ان اشاره میکند). چرا خدا باید چنین فریب کاری بیهوده ای انجام دهد؟! این ویدیو رو در صورت آشنایی با زبان انگلیسی تماشا کنید و خود به قضاوت بنشینید.
                                                       
  

Wednesday, 28 March 2012

بزرگترین معجزه علمی قرآن: گسترش کائنات؟!ء

والسماء بنيناها بأيد وإنا لموسعون (الذاریات، 47). آسمان را با قدرت بنا نهادیم و آن را پیوسته میگسترانیم. 
این ترجمه ای از آیه 47 سوره الذاریات است که اگر در اینترنت جستجو کنی با آن روبرو میشوی. اعتراف میکنم که به شخصه وقتی با این آیه و ترجمه اش روبرو شدم به شدت شوکه شدم، داغ کردم، ترس برم داشت، بنیاد اعتقادیم به لرزه افتاده بود...نکند واقعا خدایی هست و من اشتباه میکنم؟! گسترش کاینات شوخی بردار نیست، هیچ جوری نمیشود توجیهش کرد. تا پیش از مشاهده این پدیده در دهه 30 میلادی توسط تلسکوپ هابل به ذهن هیچ احد الناسی نرسیده بود، مدت ها همه را گیج و مبهوت کرد و بدون شک از بزرگترین و تاثیر گذارترین اکتشافات تاریخ علم بوده است. اگر قرآن واقعا چنین سخنی گفته باشد و از فعل پیوسته میگسترانیم (حتی اگر درباره مفهوم مبهمی همچون آسمان:سما) استفاده کرده باشد هر انسان اندیشمندی باید به حیرت بیفتد و در حقانیت قرآن تجدید نظر کند. با جستجوی در اینترنت با انبوهی از سایت ها روبرو میشوی که با استفاده از همین ترجمه ادعای معحزه علمی قرآن دارند. اما....اما....
پس از کمی جستجوی بیشتر و فروکش کردن احساست اولیه قضیه روشن میشود! اولین نکته ای که تعجب مرا برمی انگیزد این است که در بعضی جاها این آیه به صورت : آسمان را با قدرت بنا نهادیم و همانا ما تواناییم (یا قادریم و صفت های مشابه دیگر) ترجمه شده. یعنی چه؟! چرا باید دو ترجمه کاملا متفاوت از کلمه "لموسعون" وجود داشته باشد؟ چرا یک مترجم باید فعل "پیوسته میگسترانیم" را بصورت صفت "توانا" ترجمه کند؟! معنی واقعی این کلمه چیست؟! با جستجوی ترجمه انگلیسی این آیه توسط مترجمان عرب زبان (که طبیعتا از ترجمه افراد فارسی زبان معتبر تر است) ابتدا با ترجمه های مشابه فارسی که بصورت پیوسته میگسترانیم ترجمه کرده اند روبرو میشوم...و البته این ترجمه:
And heaven – We  made it with Our Own Power and We have the Power to do so. (http://www.quranenglish.com/tafheem_quran/051.htm)
و این ترجمه ها از دیگر مترجمان معتبر عرب:
"...With power and skill did We construct the Firmament: for it is We Who create the vastness of space.... " (Surah 51:47). Yusufali
"...We have built the heaven with might, and We it is Who make the vast extent (thereof).... " (Surah 51:47). Pickthal
"...And the heaven, We raised it high with power, and most surely We are the makers of things ample.... " (Surah 51:47). Shakir

هیچ اثری از فعل مضارع مستمر پیوسته گستراندن (که اساس اعجاز ادعایی این آیه به آن متکی است) دیده نمی شود. قضیه روشن شد! با جستجوی بیشتر و عمیق تر متوجه شدم که کلمه لموسعون از آن کلمات عربی است که معانی مختلف میدهد (مانند خیلی دیگر از کلمات مبهم قرآن که تا 5 معنی هم بر آن نوشده شده!). این کلمه را میتوان در این جمله بصورت قادر و توانا یا گستراننده و امثالهم ترجمه کرد...ولی به هیچ روی نمی توان آن را بصورت پیوسته گستراندن ترجمه کرد. در پاورقی توضیحات کامل و مفصل درباره مفهوم این کلمه از یک عرب زبان نقل کرده ام که جای حرف و حدیثی نباشد (کمی صبر کنید تا برایتان توضیح دهم ریشه این ترجمه فریبکارانه از کجا آب می خورد). این هم یک توضیح مختصرتر از سایت quranenglish.com:
The word must' (pl. musi'un) may mean the one who possesses power and means, and also the one who can extend and expand something.
بنابر این ترجمه درست این آیه این است که من قادر و توانایم یا من آسمان را گستردم.
اما علت اینکه بعضی این آیه را اینگونه ترجمه میکنند تا آن را به گسترش کاینات ربط بدهند چیست؟! 
شخصی فرانسوی به نام Maurice Bucaille که پزشک بوده و در دربار پادشاهی عربستان خدمت میکرده در سال 1976 کتابی منتشر میکند به نام The Bible, The Quran and Science و در آن برای اولین بار این مسئله رو مطرح میکنه و یاد مسلمونها میده! جالبه که عربی این شخص بسیار ضعیف بوده و هرگز هم مسلمون نمیشه، اما در عوض از عواید فروش این کتاب و سخنرانیهاش در این زمینه میلیونر شد! و اینگونه هست که مسلمونها یاد میگیرن به صورت فریبکارانه این آیه رو به صورت پیوسته میگسترانیم ترجمه کنند. تا پیش ازاین تاریخ غیرممکن است با چنین ترجمه و تفسیری روبرو شوید.
میدانم که جا برای انکار و توجیه باز است، شاید بگویید همینکه سماوات و کلمه ای از ریشه گسترش و expand در کنار هم بکار رفته اند کافیست تا انسان را به فکر بیاندازد، برای جواب بد نیست نگاهی به این ویدیو داشته باشید تا معنای واقعی این آیه بر شما روشن شود:
http://www.youtube.com/watch?v=JyqkAFCaNQM&feature=player_embedded

پاورقی:
"And the heaven We built with Our own powers (aydin) and indeed We go on expanding it - 51:47"

Wala habibi! Let's look at the Arabic verse in question.

وَالسَّمَاء بَنَيْنَاهَا بِأَيْدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ

Now, the key word in question is موسعون (moosi3oon). That is the ism al-faa3il (the "doer") of "أوسع" "awsa3a". Now "awsa3a" is the "af3ala" verb of the root. "af3ala" verbs in Arabic morphology refer to *making* the object perform the verb (Check Paradigm إفعال here: http://www.learnarabiconline.com/paradigm-connotations.shtml).

So "awsa3a" means "ja3ala waasi3an", "to make sth. waasi3". Without doing all this morphology stuff you can get to that just by checking the entry for "awsa3a" in Al Mu3jam al Mu7ee6 (which you can do online if you wish). Now, what does "waasi3" mean? It simply means "wide" or "big". (Again, check Al Mu7ee6 if you don't believe me. Though this is a fairly commonly used adjective in Arabic. You might've already learned it.)

So, what is the verse actually saying?

"And the heaven, we have built it with hands (literal meaning) and we are those who make (it) big."

The more intensive verb "wassa3a" (from fa33ala) would have meant to make something expand.

"The تفعيل paradigm is also commonly used for expressing intensity. For example, the simple verb قطع means “to cut”, whereas the enhanced form قطّع means “to chop up”."

That's from the site I gave you about Arabic morphology.

Pickthall translated it best when he wrote:

We have built the heaven with might, and We it is Who make the vast extent (thereof).

Anyway, what's odd about the verse is that there's no object for "moosi3oon" (it should have said something like "laha lamoosi3oon". Of course, this could mean that the object has simply been omitted but the word still refers to "as-samaa2" (heaven) (something you can do in Arabic poetry). But it could also mean, as the Tafsir al Jalalayn exegesis states:

{ وإنا لموسعون } قادرون يقال: أد الرجل يئيد قوي، وأوسع الرجل: صار ذا سعة وقوة .

that "moosi3oon" is an adjective that means "capable".

What this shows is how flexible the Arabic language is and how a single word could mean many, many different things. But it also shows how ambiguous the Quran is (and coming from God, the last thing you want is ambiguity), and that the verse as understood by Islamic scholars before the whole "scientific miracles" craze in the 70s or so did not refer to "expansion". In Arabic, "moosi3" is a person who makes something big, and not a person who keeps on making something big (expanding it, MUWASSI3).

tl;dr version: No miracle here. Don't take translations at face value and always consult an Arabic dictionary.